سرود زندانی، کاری از چریک های فدایی خلق


زندانی، ای اوج فریاد       زندانی، ای هر دم در یاد
ای که شور و عزم آهنین ات    ســرداده آواز آخــریـــن ات
زندانی ای اوج فریاد       زندانی ای هر دم در یاد
در نگـــه همه گــــان  تو همان شیری
گرچه زجور شه هان تو بـه زنجیـری
خـونیـن پیکــار تــو   فــردا از آن تــو
لاله زخون رخ تو سرخی دارد   ژاله ز پاکی روی تو می بارد
بــرپــا کــه راه تــو  فــردا از آن تــو
نقش جان بازی ات همه جای اوین
نشانه ای از رزم بیژن گرد و دلیر
حماسه ی تاریخ پر زفراز و نشیب
برای ما درسی دیگر دارد         نوید پیروزی دربر دارد
زندانی ای اوج فریاد                زندانی ای هر دم در یاد
ای که خلق از استقامت تو      می رزمد با خصم و دشمن تو
زندانی ای اوج فریاد    زندانی ای هر دم در یاد
توده ی ما به وجود تو می نازد
در ره خلق های ما همه جان بازند
از بهر استقلال
در راه آزادی
در ره آتش و خون             چو بستی پیمان
دسـت شکنجـه گـر          تو شـده لــرزان
پیچید در هر کران             نـام تو جـاودان
عقاب آزادی آید به پرواز   زپهنه ی شهر و ده می دهد این آواز
که رزم ما باشد رزم ترگل به آفتاب
به راه یاران باید جان نهاد      چو خسرو و بهرنگ و پاک نژاد

به راه یاران باید جان نهاد     چو روشنک ستار و حیدر خان






مبارزه با امپریالیسم نمی تواند از مبارزه با استبداد داخلی جدا باشد


هر نیروی چپی که لزوم توجه، تحلیل، برنامه ریزی، پرداختن و مبارزه با استبداد داخلی را به بهانه ای در یک دوره انکار می کند و ادعا می کند مقطع زمانی و دلیل وجود دارد که می توان بحث مبارزه با استبداد داخلی را به بهانه مبارزه مبارزه با امپریالیسم تعطیل کرد _ چه بخواهد و چه نخواهد _ در ورطه همدلی و همدستی آگاهانه با وضعیت موجود فرو خواهد رفت. همچنانکه وقتی نیرویی لزوم توجه، تحلیل، برنامه ریزی، پرداختن و مبارزه با امپریالیسم را تا زمان از بین رفتن استبداد داخلی غیر ضروری می داند _ آگاهانه یا ناآگاهانه_ در خدمت نظام جهانی سرمایه داری و استبداد طبقاتی ناشی از آن در جوامع مختلف در آمده و عاقبت به ورطه همدلی و همدستی آگاهانه با وضعیت موجود جهانی فرو خواهد رفت. مبارزه با استبداد داخلی همانقدر اهمیت دارد که مبارزه با امپریالیسم. هیچ یک از این دو وظیفه کلیدی و اساسی را نمی توان به بهانه لزوم پرداختن به دیگری، متوقف یا انکار کرد.