زمان _سنت _ اندیشه

در معبدی گربه ای وجود داشت که هنگام نيايش راهب ها مزاحم تمرکز آن ها می شد . بنابراین استاد بزرگ دستور داد هر وقت زمان نيايش می رسد یک نفرگربه را گرفته و به ته باغ ببرد و به درختی ببندد . این روال سال ها ادامه پیداکرد و یکی از اصول کار آن مذهب شد .
سال ها بعد استاد بزرگ در گذشت . گربه هم مرد . راهبان آن معبد گربه ای خریدند و به معبد آوردند تا هنگام نيايش او را به درخت ببندند تا اصول نيايش را درست به جای آورده باشند و سال ها بعد استاد بزرگ دیگری رساله ای نوشت درباره ی اهمیت بستن گربه به درخت هنگام نيايش...

***
برادران محترم وزارت اطلاعات توجه داشته باشند این نوشته مربوط به کشورهای شرق و جنوب شرق آسیا است و هیچ ربطی کلا به غرب اسیا و بقیه دنیا ندارد. لطفا سوء تفاهم نشود

دستگاه فلسفی من _5

پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک خط نیست... پایان یک نقطه نیست... پایان تکرار است...پایان یک نقطه نیست...پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است ...پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک خط نیست... پایان یک نقطه نیست... پایان تکرار است...پایان یک نقطه نیست...پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است ...پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک خط نیست... پایان یک نقطه نیست... پایان تکرار است...پایان یک نقطه نیست...پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است ...پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک خط نیست... پایان یک نقطه نیست... پایان تکرار است...پایان یک نقطه نیست...پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است ...پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک خط نیست... پایان یک نقطه نیست... پایان تکرار است...پایان یک نقطه نیست...پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است ...پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک خط نیست... پایان یک نقطه نیست... پایان تکرار است...پایان یک نقطه نیست...پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است ...پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک خط نیست... پایان یک نقطه نیست... پایان تکرار است...پایان یک نقطه نیست...پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است ...پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک خط نیست... پایان یک نقطه نیست... پایان تکرار است...پایان یک نقطه نیست...پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است ...پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک خط نیست... پایان یک نقطه نیست... پایان تکرار است...پایان یک نقطه نیست...پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است ...پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک خط نیست... پایان یک نقطه نیست... پایان تکرار است...پایان یک نقطه نیست...پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است ...پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک خط نیست... پایان یک نقطه نیست... پایان تکرار است...پایان یک نقطه نیست...پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است ...پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک خط نیست... پایان یک نقطه نیست... پایان تکرار است...پایان یک نقطه نیست...پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است ...پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک خط نیست... پایان یک نقطه نیست... پایان تکرار است...پایان یک نقطه نیست...پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است ...پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک خط نیست... پایان یک نقطه نیست... پایان تکرار است...پایان یک نقطه نیست...پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است ...پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک خط نیست... پایان یک نقطه نیست... پایان تکرار است...پایان یک نقطه نیست...پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است ...پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک خط نیست... پایان یک نقطه نیست... پایان تکرار است...پایان یک نقطه نیست...پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است ...پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک خط نیست... پایان یک نقطه نیست... پایان تکرار است...پایان یک نقطه نیست...پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است ...پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک خط نیست... پایان یک نقطه نیست... پایان تکرار است...پایان یک نقطه نیست...پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است ...پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک خط نیست... پایان یک نقطه نیست... پایان تکرار است...پایان یک نقطه نیست...پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است ...پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک خط نیست... پایان یک نقطه نیست... پایان تکرار است...پایان یک نقطه نیست...پایان یک خط نیست... پایان تکرار است... پایان یک نقطه نیست... پایان یک خط نیست... پایان تکرار است ...

فاشیسم عریان

بعد از وقوع زمین لرزه‌ در شهر وان، صدها تن کشته‌ و هزران نفر زخمی شده اند و مردم زیادی خانه‌ و کاشانه‌ خود را از دست دادند. متاسفانه‌ بدلیل اینکه‌ شهر وان کورد نشین است، دولت ترکیه از کمک رسانی به‌ این منطقه‌ خودداری می کند و کمکهای بین المللی را رد کرده‌ است.
رسانه‌های ترکیه‌  نیز در رستای سیاستهای نژاد پرستانه‌ دولت اردوغان، به دور از انسانیت، آشکارا خۆشحالی خود را ابراز می کنند. مجری برنامه " ‌ Muge Anlı " کینه‌ و نفرت خود را از کوردها پنهان نمی دارد و میگوید: " این کسانی که‌ همیشه‌ به‌ سوی سربازان و نیروهای پلیس سنگ و گلوله‌ پرتاب میکنند، حال از ما یاری می طلبند". شما در روزهای قبل سربازهای ما را می کشتید حال طلب یاری دارید.؟
متاسفانه‌ واقعیات تکان دهنده زلزله ترکیه تنها به‌ این ختم نمی شود. وقتی انسان نظاره‌گر تفاسیر ترکها در خصوص این زمین لرزه‌ است، از انسان بودن خود-اش شرمگین می شود؛ وقتی دانش اموزان ترک خوشحالی خود را از دیدن تصاویر کودکان شهر وان که‌ در زیر آوار مانده‌اند، ابراز می داردند و میگویند: "امیدواریم که‌ این فاجعه‌ در دیگر شهرهای کورد نشین دوباره‌ روی دهد و همه‌ کوردها بمیرند"
با دیدن این تصاویر بیننده به یاد کودکان اسرائیلی می افتد که با خنده و لذت، بر روی گلوله هایی که به سرزمین فلسطین شلیک می شد نقاشی می کشیدند. فاشیسم، تحث پرچم هر کشوری، تحت نشان هر دینی و با نام هر حزب سیاسی محکوم است.

***

دویگو جانباشی، همان خبرنگار فاشیست شبکه خبر ترک که بعد از اعلام خبر زلزله‌ وان میگوید: اگر چه‌ در شرق ترکیه‌ این اتفاق افتاده‌ است بهر حال ناراحتیم!

پیوستن فرزندان سرمایه داران آمریکایی به جنبش اشغال وال استریت

I AM THE 1%
I STAND WITH THE 99%



صفحه ی فارسی جنبش اشغال وال استریت
 

اعتراض کارگران تخلیه وبارگیری بندر خمینی

به گزارش "اتحادیه ازاد کارگران ایران "، سرکارگران تخلیه  و بارگیری در اعتراض به تصمیم اداره بنادر مبنی بر واگذاری بخشی از کار تخلیه و بارگیری به تعاونی های خصوصی در استراحتگاه فصلی تجمع نموده و به این روند با نوشتن طومار و اعتراضیه نارضایتی خود را از شرایط بوجود آمده اعلام نمودند. سرکارگران مذکور طی نامه ای به مدیر کل اداره بنادر و دریانوردی استان خوزستان اعلام نمودند با توجه به موارد ذیل حاضر به انجام کار تحت پوشش شرکتهای تعاونی نمی باشیم:

 1- شرکت تعاونی خصوصی می باشند که ماهیت آنها سودآوری برای اعضای هیئت مدیره است و ممکن است در آینده جهت دریافت مطالبات خود از شرکت های مذکور دچار مشکل خواهیم شد.

 2- تعاونی ها تعداد محدودی از کارگران را به شیوه سالهای قبل از تاسیس انجمن و بطور سلیقه ای تحت پوشش قرار می دهند و در نتیجه تعداد زیادی از کارگرانی که بالای دهها سال در این بندر زحمت کشیده اند بیکار خواهند شد.

 3- بسیاری از شرکت ها از اینکه ما کارگران از طریق انجمن صنفی به حق و حقوق خود می رسیم ناراضی می باشند.



قسمت هایی از صحبت های اسلاوی ژیژک فیلسوف اسلوونیایی در جمع اشغال کنندگان وال استریت:

«آن ها ما را خیال پرداز می نامند. اما خیال پردازانِ واقعی کسانی هستند که فکر می کنند این سیستم می تواند برای مدت نامعلوم به همین شکل ادامه پیدا کند. ما خیال پرداز نیستیم. ما داریم آن ها را از خواب خوش شان که دارد به یک کاب...وس تبدیل می شود بیدار می کنیم. ما چیزی را نابود نمی کنیم. ما تنها شاهدِ آن هستیم که چه طور سیستم، خودش را نابود می کند. تصویر آشنای کارتون هایمان را به یاد بیاوریم. یک گربه (در کارتون تام و جری) به سر پرتگاه می رسد اما بی حواس به مسیرش ادامه می دهد. بی خیالِ این که زیرش خالی شده است. اما درست آن زمانی که پایین را نگاه می کند و می بیند چیزی زیرش نیست، می اُفتد. این دقیقن همان کاری است که ما داریم این جا انجام می دهیم. ما داریم به سرمایه دارانِ وال استریتی می گوییم آهای! زیر پای تان را نگاه کنید!»
«در آوریل 2011 دولت چین دستور داد که فیلم ها و داستان های خیالی یا آن ها که واقعیت های جایگزین را نمایش می دادند ممنوع شود. این یک نشانه ی خوب برای چین است. این یعنی مردمانِ چین هنوز به جایگزین ها فکر می کنند و دولت چین مجبور می شود که آن را ممنوع کند. ما این جا در امریکا با ممنوعیت سر و کار نداریم. چرا که سیستم مستقر حتی توانایی ما را برای خیال پردازی سرکوب کرده است. به فیلم هایی که هر روز می بینیم نگاه کنیم. همه چیز در آن ممکن است. می توان تصور کرد که یک شهاب سنگ به زمین می خورد و زندگی پایان می یابد و غیره و ذلک. اما انگار نمی توان پایان سرمایه داری را حتی در خیال متصور شد.»
«بگذارید یک داستان از دوران کمونیسم برایتان بگویم. مردی از آلمان شرقی به سیبریا فرستاده شد تا آن جا کار کند. این مرد می دانست که سانسورچی ها نامه هایش را می خوانند. به همین خاطر با دوستانش قراری گذاشت. گفت که اگر نامه ای که از من می گیرید با جوهر آبی نوشته شده باشد یعنی آن چه که من در نامه نوشته ام درست است.اگر با جوهر قرمز نوشته باشم نادرست. بعد از یک ماه، دوستانش اولین نامه را از طرف وی دریافت کردند. همه ی متن با جوهر آبی نوشته شده بود. در نامه آمده بود: «این جا همه چیز عالی است. مغازه ها پر از غذاهای خوشمزه است. سینماها فیلم های خوب غربی پخش می کند. آپارتمان ها بزرگ و مجلل است. اما تنها چیزی که این جا نمی توان خرید، جوهر قرمز است.»
خب این شیوه ی زندگی ماست. ما از همه آزادی هایی که می خواهیم برخورداریم.اما آن چه نداریم جوهر قرمز است. یعنی زبانی نداریم که که با آن بتوانیم عدمِ آزادی مان را بیان کنیم. آن شکلی که ما یاد گرفته ایم درباره ی آزادی صحبت کنیم، جنگ برای آزادی را مقابل تروریسم قرار می دهد. این، معنای واقعی آزادی را تحریف می کند. و شما اشغال کنندگان وال استریت دارید آن کار بزرگ را انجام می دهید: شما دارید جوهر قرمز را به ما می دهید.»
«یک خطر وجود دارد. ما نباید شیفته ی خودمان بشویم. ما این جا روزهای خوشی را کنار هم می گذرانیم. اما یادمان نرود! کارناوال های شادی زودگذرند. آن چه که مهم است اتفاقی است که روز بعد می افتد. زمانی که ما به زندگی عادی برمی گردیم. آیا آن زمان تغییری رخ داده است؟ من نمی خواهم که شما این روزها را به یاد بیاورید و بگویید آه! ما جوان بودیم! چه روزهای زیبایی بود! یادمان باشد که پیام اصلی ما این است: ما حق داریم به جایگزین ها فکر کنیم.»
«ما در بهترین دنیایِ ممکن زندگی نمی کنیم. اما یک راه طولانی در پیش است.پرسش های به راستی دشواری پیش روی ماست. ما می دانیم چه نمی خواهیم. اما آیا می دانیم چه می خواهیم؟ چه نظام اجتماعی می تواند جایگزین سرمایه داری شود؟ رهبران جدید چه خصوصیت هایی باید داشته باشند؟ یادمان نرود: مشکل اصلی فساد و زیاده خواهی نیست.مشکل اصلی، سیستم است. سیستمی که ما را تا مرز تسلیم هل می دهد. تنها از دشمنان حذر نکنیم. حواس مان به دوستانِ نارفیقی که می خواهند جان حرکت ما را بگیرند نیز باشد.»
«ما کمونیست نیستیم. اگر کمونیسم آن نظامی است که در سال 1990 سقوط کرد یادمان باشد که آن کمونیست ها بی رحم ترین سرمایه دارانِ امروز هستند. ما امروز در چین یک نظام سرمایه داری داریم که حتی پویاتر از سرمایه داری امریکایی است. اما آن جا دموکراسی نیست. این یعنی وقتی دارید سرمایه داری را نقد می کنید از تهدید کسانی که می گویند شما مخالف دموکراسی هستید نترسید. پیوند همیشگی بین سرمایه داری و دموکراسی پایان یافته است.»
«تغییر، ممکن است. ما این روزها چه چیزهایی را ممکن می دانیم؟ به رسانه ها گوش کنیم. از یک طرف در حوزه ی تکنولوژی و سکسوالیته همه چیز ممکن است. شما می توانید به ماه سفر کنید. می توانید با بیوژنتیک زندگی ابدی داشته باشید. می توانید با حیوانات سکس داشته باشید و امثالهم. اما به حوزه ی اقتصاد و اجتماع نگاه کنیم.می گویند هر تغییری غیر ممکن است. ما می خواهیم مالیات بر ثروتمندان اندکی افزایش پیدا کند؛ می گویند محال است، رقابت از دست می رود. ما می خواهیم پول بیشتری صرف سلامت شود؛ می گویند امکان ندارد، یک دولت توتالیتر سر کار می آید. چه طور می شود به ما وعده ی زندگی ابدی می دهند اما نمی توانند اندکی بیشتر صرف سلامت کنند؟ یک جای کار می لنگد. بیایید اولویت های مان را همین جا تعیین کنیم. ما استاندارهای بالاتری برای زندگی نمی خواهیم. ما استاندارهای بهتری برای زندگی می خواهیم.»
«ما باید صبر داشته باشیم. تنها چیزی که من از آن می ترسم این است که یک روز به خانه های مان برویم، سالی یک بار یکدیگر را ملاقات کنیم، آب جو بخوریم، و نوستالژیک وار این روزها را به یاد آوریم. بیایید به یکدیگر قول بدهیم که این اتفاق نمی افتد. ما می دانیم که مردم، اغلب نسبت به چیزی اشتیاق دارند اما واقعن آن را نمی خواهند. بیایید نترسیم و چیزی را که به آن اشتیاق داریم واقعن بخواهیم.ممنونم از شما.
ترجمه از علی عبدی

Today Liberty Plaza had a visit from Slavoj Zizek

Transcripts
Part One
…2008 financial crash more hard earned private property was destroyed than if all of us here were to be destroying it night and day for weeks. They tell you we are dreamers. The true dreamers are those who think things can go on indefinitely the way they are. We are not dreamers. We are awakening from a dream which is tuning into a nightmare. We are not destroying anything. We are only witnessing how the system is destroying itself. We all know the classic scenes from cartoons. The cart reaches a precipice. But it goes on walking. Ignoring the fact that there is nothing beneath. Only when it looks down and notices it, it falls down. This is what we are doing here. We are telling the guys there on Wall Street – Hey, look down! (cheering).
In April 2011, the Chinese government prohibited on TV and films and in novels all stories that contain alternate reality or time travel. This is a good sign for China. It means that people still dream about alternatives, so you have to prohibit this dream. Here we don’t think of prohibition. Because the ruling system has even suppressed our capacity to dream. Look at the movies that we see all the time. It’s easy to imagine the end of the world. An asteroid destroying all life and so on. But you cannot imagine the end of capitalism. So what are we doing here? Let me tell you a wonderful old joke from communist times.
A guy was sent from East Germany to work in Siberia. He knew his mail would be read by censors. So he told his friends: Let’s establish a code. If the letter you get from me is written in blue ink ,it is true what I said. If it is written in red ink, it is false. After a month his friends get a first letter. Everything is in blue. It says, this letter: everything is wonderful here. Stores are full of good food. Movie theaters show good films from the West. Apartments are large and luxurious. The only thing you cannot buy is red ink.
This is how we live. We have all the freedoms we want. But what we are missing is red ink. The language to articulate our non-freedom. The way we are taught to speak about freedom war and terrorism and so on falsifies freedom. And this is what you are doing here: You are giving all of us red ink.
There is a danger. Don’t fall in love with yourselves. We have a nice time here. But remember: carnivals come cheap. What matters is the day after. When we will have to return to normal life. Will there be any changes then. I don’t want you to remember these days, you know, like - oh, we were young, it was beautiful. Remember that our basic message is: We are allowed to think about alternatives. The rule is broken. We do not live in the best possible world. But there is a long road ahead. There are truly difficult questions that confront us. We know what we do not want. But what do we want? What social organization can replace capitalism? What type of new leaders do we want?
Remember: the problem is not corruption or greed. The problem is the system that pushes you to give up. Beware not only of the enemies. But also of false friends who are already working to dilute this process. In the same way you get coffee without caffeine, beer without alcohol, ice cream without fat. They will try to make this into a harmless moral protest. They think (??? unintelligible). But the reason we are here is that we have enough of the world where to recycle coke cans…
Part Two
….Starbucks cappuccino. Where 1% goes to the world’s starving children. It is enough to make us feel good. After outsourcing work and torture. After the marriage agencies are now outsourcing even our love life, daily.
Mic check
We can see that for a long time we allowed our political engagement also to be outsourced. We want it back. We are not communists. If communism means the system which collapsed in 1990, remember that today those communists are the most efficient ruthless capitalists. In China today we have capitalism which is even more dynamic than your American capitalism but doesn’t need democracy. Which means when you criticize capitalism, don’t allow yourselves to be blackmailed that you are against democracy. The marriage between democracy and capitalism is over.
The change is possible. So, what do we consider today possible? Just follow the media. On the one hand in technology and sexuality everything seems to be possible. You can travel to the moon. You can become immortal by biogenetics. You can have sex with animals or whatever. But look at the fields of society and economy. There almost everything is considered impossible. You want to raise taxes a little bit for the rich, they tell you it’s impossible, we lose competitivitiy. You want more money for healthcare: they tell you impossible, this means a totalitarian state. There is something wrong in the world where you are promised to be immortal but cannot spend a little bit more for health care. Maybe that ??? set our priorities straight here. We don’t want higher standards of living. We want better standards of living. The only sense in which we are communists is that we care for the commons. The commons of nature. The commons of what is privatized by intellectual property. The commons of biogenetics. For this and only for this we should fight.
Communism failed absolutely. But the problems of the commons are here. They are telling you we are not Americans here. But the conservative fundamentalists who claim they are really American have to be reminded of something. What is Christianity? It’s the Holy Spirit. What’s the Holy Spirit? It’s an egalitarian community of believers who are linked by love for each other. And who only have their own freedom and responsibility to do it. In this sense the Holy Spirit is here now. And down there on Wall Street there are pagans who are worshipping blasphemous idols. So all we need is patience. The only thing I’m afraid of is that we will someday just go home and then we will meet once a year, drinking beer, and nostalgically remembering what a nice time we had here. Promise ourselves that this will not be the case.
We know that people often desire something but do not really want it. Don’t be afraid to really want what you desire. Thank you very much!
Last Note
This is only a part of the entire speech he gave today, and if it was recorded in its entirety we'd be very glad to have a copy for transcription purposes.
(Thank you to everyone who offered transcripts, we had multiple offers)

***

شعار ها و نوشته های روی پلاکارد معترضین وال استریت



آره، ما [همینجا] کمپ میزنیم 

وال استریت، خیابونه جنگه 

وال استریت مالِ ماست 

وال استریت دو تا حزب داره، ولی ما حزبِ خودمون رو نیاز داریم 

... اگه ما نه، پس چه کسی؟ اگه الان نه، پس کی؟

تروریست های واقعی توی کاخ سفید و وال استریت جا خوش کردن 

حرص و طمعِ وال استریت؟ نیویورکی ها میگن بسه دیگه 

جامعه ی آزاد، جامعه ایست که از حق مخالفت افراد و گروه ها دفاع می کند .

جلوی تجاوز پنهانی دولت آمریکا به مردم رو بگیرید. 


آمریکا: 99 درصد فقیر، یک درصد ثروتمند، خودتون ببینید 

روزی خواهد رسید که فقیران، جز ثروتمندان، چیزی برای خوردن نخواهند داشت 

انسان بمانید 

به ماجرای خنده دارِ زندگی توی اینجا بچسب: کار کن، بخر، مصرف کن، و آخرش بمیر 

مردم رو از ورشکستگی نجات بدید 

مفسدین ما رو ارعاب می کنن، افراد صادق حمایت، و قهرمانان به ما می پیوندند 

دنبا برای نیاز های همه به حد کافی منابع داره، اما نه برای حرص و طمع اونها 

هی پلیس ها! شما دارین از کسانی دفاع می کنین که در تلاش هستن تا حقوق بازنشستگی تون رو بالا بکشن 

دهن ما رو سرویس کنید، ما چند برابرش رو سرتون میاریم 

قدرت واقعی اینه 

هیچ کس به اندازه کسانی که فکر می کنند آزاد هستند، در اسارت عمیق گرفتار نیست 

ما نود و نه درصد مردمِ این کشوریم 

اینجا احتمال اینکه توسط یه مامور پلیس کشته بشیم، هشت برابرِ احتمال کشته شن به دست تروریست هاست 

جنگ در افغانستان، جنگ در عراق، بحران اقتصادی، کی این وسط پول به جیب میزنه؟ وال استریت 

حقیقت اینه که وال استریت داره دهنِ هممون رو سرویس می کنه 

من کارگرم و دو تا بچه کوچیک دارم، من مجبورم روزی یه وعده غذا بخورم، تا بچه هام بتونن سه وعده غذایی داشته باشن! ما نود و نه در صد این کشوریم 

این انقلاب از تلویزین پخش نمیشه، از اینترنت خبر های ما رو دنبال کنید!


Occupy Wall Street

"ما ۹۹% هستيم. ما را از خانه هايمان با لگد بيرون ميندازند. ما را مجبور می کنند که در بين کرايه خانه و خريد خوراکی يکی را انتخاب کنيم. ما را از داشتن بهداشت مناسب محروم ميکنند. ما از الودگيهای محيط زيست رنج ميبريم.. ما با دستمزد ناچيز و بدون حقوق ساعتهای زيادی کار ميکنيم، اگر کار داشته باشيم. ما هيچ چيز نداريم در حال که آن ۱% همه چيز دارد. ما ۹۹% هستيم." 
We are the 99% . we are getting kicked out of our homes. We are forced to choose between groceries and rent. We are denied quality medical care. We are suffering from environmental pollution. We are working long hours for little pay and no rights, if we’re working at all. We are getting nothing while the other 1% is getting everything. We are the 99%

Occupy Wall Street Manifesto






















مشروح سخنرانی محمود عباس در سازمان ملل متحد


جناب آقای رئیس مجمع عمومی سازمان ملل متحد
جناب آقای دبیر کل
خانم ها و آقایان
ابتدا می خواهم به آقای ناصر عبد العزیز نصر به عنوان رئیس این دوره از مجمع عمومی سازمان ملل متحد تبریک گویم و برای او آرزوی موفقیت کنم.

من به نمایندگی از سوی سازمان آزادیبخش فلسطین و مردم فلسطین به دولت و ملت جنوب سودان به خاطر دست یابی به عضویت کامل در سازمان ملل متحد که حق آن ها بود تبریک می گویم و برای این کشور شکوفایی و پیشرفت آرزو می کنم.

همچنین به آقای بان کی مون به خاطر انتخاب شدنش برای دوره جدید دبیرکلی سازمان ملل متحد تبریک می گویم. این تجدید رای اعتماد نشان از آن دارد که کشورهای جهان به تلاش های سازمان ملل در این سالها ارج نهاده اند.

خانم ها و آقایان

مساله فلسطین از راه تصمیمات هیات ها و آژانس های مرتبط با سازمان ملل متحد، با این سازمان گره خورد. همچنین از راه نقش کلیدی آژانس کمک به آوارگان "اونروا" که به مسئولیت خود در مقابل آوارگان فلسطینی، قربانیان نکبت سال 1984 می پردازد.

ما خواستار نقش بیشتر و حضور پر رنگ تر سازمان ملل برای تحقق صلح عادلانه و فراگیر در منطقه خود هستیم. صلحی که ضامن حقوق ملی و مشروع ملت فلسطین بر پایه تصمیمات سازمان های بین المللی باشد.

آقای رئیس
خانم ها و آقایان
یک سال پیش در چنین روزهایی و نیز در سال جاری، بسیاری از روسای هیات ها از تلاش ها برای صلح در منطقه ما در مسیری پر مانع سخن گفتند. همه به دور جدید مذاکرات امید بسته بودند که اوایل ماه سپتامبر گذشته در واشینگتن با میانجی گری مستقیم باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا و مشارکت کمیته چهار جانبه صلح، مصر و اردن آغاز شد. امید آن بود که ظرف یک سال به توافق صلح دست یابیم.

با آغوشی گشوده، گوش های شنوا و نیت های صادقانه، پا به این مذاکرات گذاشتیم. پرونده ها، اسناد و پیشنهادهای خود را آماده کرده بودیم. اما این مذاکرات چند هفته بعد از آغاز به بنبست رسید.

مایوس نشدیم و از طرح پیشنهاد و تماس، باز نایستادیم و در یک سال گذشته، تمام درها را زدیم، همه کانال ها را امتحان کردیم، همه راه ها را رفتیم و تمام طرف های رسمی و غیر رسمی را که دارای وزن و تاثیر هستند، مخطاب خود قرار دادیم. با دیدی مثبت با طرح های ارائه شده از سوی کشورهای مختلف تعامل کردیم.

اما این تلاش های صادقانه همواره با برخورد به صخره دولت اسرائیل، ویران می شد. امیدهای ما که با آغاز مذاکرات در ماه سپتامبر گذشته زنده شده بود، به نا امیدی گرایید.

اصل مشکل این است که اسرائیل پایه قرار دادن قانون بین الملل و تصمیم های سازمان ملل را برای مذاکرات نمی پذیرد و به شکلی دائم، به روند ساخت شهرک ها در سرزمین های کشور آینده فلسطینی، ادامه می دهد.

اشغالگری، جوهره اصلی سیاسیت اسرائیل را تشکیل می دهد که بر پایه اشغال نظامی سرزمین های فلسطینی استوار است. اشغالی که با استفاده از زور و تبعیض نژادی صورت می گیرد. این سیاست در مقابل قانون بین المللی و تصمیم های سازمان ملل متحد می ایستد و مسئول شکست مذاکرات، از میان رفتن ده ها فرصت است و زنده به گور کردن امید های بزرگی است که در سال 1993 همراه با امضای معاهده اسلو میان سازمان آزادی بخش فلسطین و اسرائیل برای دست یابی به صلحی عادلانه امضا شد.

گزارش های کمیته های سازمان ملل متحد و برخی از سازمان های غیر دولتی اسرائیل؛ تصویری وحشتناک از حجم حمله اشغالگری اسرائیل را به تصویر می کشد.

حمله ای که دولت اسرائیل به اجرای آن از راه مصادره برنامه ریزی شده زمین های فلسطینی افتخار می کند. سیاستی که برپایه آن هزاران واحد اشغالی جدید به ویژه در بیت المقدس و مناطق مختلفی از کرانه باختری رود اردن ساخته می شود.

سیاستی که برپایه آن دیواری بزرگ که مساحت های وسیعی از سرزمین هایمان را می بلعد، بنا می شود، دیواری که سرزمین فلسطین را به جزیره های دور افتاده تقسیم می کند و آثار ویرانگر خود را بر زندگی ده ها هزار خانواده می گذارد.

در حالی که مقامهای دولت اشغالگر صدور مجوز ساخت خانه به شهروندان ما در بیت المقدس شرقی را نمی پذیرد، به روند تخریب و مصادره خانه ها و آواره کردن ساکنان آن که از ده ها سال پیش آغاز کرده، شدت می بخشد. این روند در چارچوب سیاست تبعیض نژادی اجرا می شود تا فلسطینی ها را از سرزمین آبا و اجدادیشان دور کند.

وضعیت تا آن جا وخیم شده که نمایندگان منتخب مردم به خارج بیت المقدس تبعید می شوند. مقام های دولت اشغالگر اقدام به حفاری هایی می کنند که اماکن مقدس ما را در معرض تخریب قرار می دهد. ایست های نظامیشان نیز مانع از رسیدن شهروندان ما به مساجد و کلیساهایشان می شود.

بیت المقدس با کمربند اشغالگری و دیوار حایل از دیگر شهرهای فلسطینی جدا شده است.

اشغالگران برای ترسیم مرزهای ما برپایه خواسته های خود با زمان مسابقه می دهند. آن ها می خواهند همگان را در برابر عملی انجام شده قرار دهند تا حقایق را بر روی زمین تغییر دهند و زمینه واقعی برای برپایی کشور فلسطین را از میان ببرند

در همین حال مقام های دولت اشغالگر محاصره شدید خود را بر نوار غزه ادامه می دهند و شهروندان ما را هدف ترور و حملات هوایی و گلوله باران توپخانه ای قرار می دهند.

آن ها پیامدهای تجاوز سه سال گذشته خود به نوار غزه را که تخریب گسترده منازل، مدارس، بیمارستان ها و مساجد بود ادامه می دهند و بر شمار کشته و زخمی های فلسطینی می افزایند. مقام های دولت اشغالگر همچنین به دخالت های خود در مناطق تحت سلطه حاکمیت ملی فلسطین از راه یورش ها، دستگیریها، کشتار ها و برپایی ایست های بازرسی، ادامه می دهند.

در سالهای اخیر نقش جنایتکارانه گروهک های اشغالگر مسلح که از حمایت استثنایی ارتش اسرائیل بهره مند هستند، افزایش یافته و به تعرض علیه شهروندان ما می پردازند. آن ها مدارس، دانشگاه ها، مساجد، مزارع و درخت های فلسطینی را هدف قرار می دهند. با وجود هشدارهای پی در پی ما اما مقام های اسرائیلی هیچ حرکتی برای متوقف کردن این اقدامات از خود نشان نمی دهند مساله ای که باعث می شود آن ها را مسئول مستقیم جنایت های شهرک نشینان بدانیم.

اینها تنها نمونه هایی از سیاست های اشغالگرانه اسرائیل است. مسئول شکست های پی در پی تلاش های بین المللی برای نجات روند صلح، این سیاست است.

این سیاست فرصتهای برپایی دو دولت را که جامعه جهانی بر سر آن اجماع دارد، از میان می برد. اینجا با صدای بلند هشدار می دهم: "این سیاست اشغالگرانه حاکمیت ملی فلسطین را تهدید می کند، پایه های آن را هدف قرار می دهد و وجود آن را با خطر مواجه می کند.
."
در اینجا می افزایم که ما با شرایط جدیدی مواجهیم که پیشتر وجود نداشت. شرایطی که می تواند تنش در منطقه ما را به جنگی دینی و تهدید ملیون ها فلسطینی و اسرائیلی تبدیل کند. و این همان چیزی است که آن را نمی پذیریم و از قرار گرفتن در مسیر آن خودداری می کنیم.

تمام آنچه که اسرائیل در کشور ما انجام می دهد سلسله ای از گام های یک جانه برای استحکام پایه های اشغالگری است. اسرائیل برپایه دولت اشغالگر مدنی و نظامی را در کرانه باختری رود اردن اقدامات یک جانبه خود را از سر گرفت. قدرت نظامی اسرائیل تصمیم می گیرد که هر کدام از فلسطینی ها در کدام یک از مناطق باید زندگی کند. قدرت نظامی اسرائیل است که تصمیم می گیرد سرزمین و آبمان را مصادره کند، رفت و آمد ما را با مانع مواجه کند و سرنوشت ما را به صورت یک جانبه تعیین کند.

خانم ها و آقایان

در سال 1974 رهبر مرحوم ما یاسر عرفات به این سالن آمد و در برابر اعضای مجمع عمومی سازمان ملل متحد بر تلاش ما برای دستیابی به صلح سخن گفت. سازمان ملل را برای احقاق حقوق ملت فلسطین مخاطب قرار داد و گفت: "نگذارید شاخه سبز از دستم به زمین بیفتد
."
در سال 1988 یاسر عرفات باز هم مجمع عمومی را که در ژنو برای شنیدن سخنان او گرد آمده بود مخاطب قرار داد و برنامه صلح فلسطینی را ارائه داد. برنامه ای که مجلس ملی فلسطین در آن دوره خود که در الجزایر برگزار شده بود، تصویب کرده بود.

هنگامی که آن گام را برداشتیم، در مسیری بسیار دشوار قدم گذاشتیم. من یکی از آنهایی بودم که مجبور شدند منازل، شهرها و روستاهای خود را ترک کنند و اندکی توشه به همراه غم ها، خاطره ها از منازل خود برداشتیم و به اردوگاه های برپا شده پس از نکبت 1948 در جریان بدترین عملیات اشغال و تخریب علیه ملتی به پا خاسته که نقشی در نهضت شرق جهان عرب در فرهنگ، آموزش و اقتصاد داشت، قدم گذاشتیم.

اما برای این که ما به صلح ایمان داریم و می خواهیم با مشروعیت بین المللی همساز باشیم، و برای این که ما شجاعت اتخاذ تصمیم دشوار را به خاطر ملت خود داشتیم، در سایه نبود عدالت مطلق، راه عدالت نسبی با برگزیدیم. عدالت ممکنی که می تواند بخشی از مسیر ظلم تاریخی علیه ملت ما را تصحیح کند. پس با برپایی کشور فلسطین در 22 درصد از سرمین تاریخی فلسطین موافقت کردیم یا به عبارتی بر سرزمینی که اسرائیل در سال 1967 اشغال کرد.

با آن گام تاریخی که تحسین کشورهای جهان را به دنبال داشت، از حقوق خود برای تحقق خواسته تاریخی به مقدار زیادی چشم پوشیدیم تا بتوانیم صلح را در سرزمین صلح محقق کنیم.

در سالهایی که پس از کنفرانس مادرید و مذاکرات واشینگتن سپری شد، تا با معاهده اسلو که 18 سال پیش در باغ کاخ سفید امضا کردیم رسیدیم که برپایه آن سازمان آزادیبخش فلسطین و اسرائیل، یکدیگر را به رسمیت شناختند، تلاش کردیم با تمام تلاش هایی که برای دستیابی به معاهده دائم صلح صورت می گیرد، تعاملی مثبت داشته باشیم. اما همانگونه که گفتیم، تمام طرح ها، کنفرانس ها، دورهای مذاکرات جدید و تمام تحرک ها، به صخره پروژه توسعه اشغالگری اسرائیلی برخورد کرد.

آقای رئیس
خانم ها و آقایان
من در اینجا و به نام سازمان آزادیبخش فلسطین، تنها نماینده قانونی ملت فلسطین که تا پایان تنش در این موقعیت باقی خواهد ماند، بر این موارد تاکید می کنم

1-
هدف ملت فلسطین احقاق حقوق ملی از راه برپایی دولت مستقل فلسطین به پایتختی بیت المقدس شرقی بر تمام سرزمین های کرانه باختری رود اردن و نوار غزه است که اسرائیل آن را در جنگ ژوئن 1967 اشغال کرد. آن هم بر پایه مصوبات بین المللی. و رسیدن به راه حلی عادلانه مبرای مساله آوارگان بر پایه قطعنامه 194 که طرح صلح اتحادیه عرب آن را اقرار کرد. طرحی که اجماع جهان عرب برای پایان دادن به تنش عربی-اسرائیلی و دست یابی به صلحی عادلانه و فراگیر را در بر داشت.
دستیابی به این صلح نیازمند آزادی اسرای راه آزادی بی درنگ همه زندانیان سیاسی فلسطینی از زندان های اسرائیلی است

2-
پاینبدی سازمان آزادیبخش و ملت فلسطین به مخالفت با خشونت و محکومیت تمام انواع تروریسم به ویژه تروریسم دولتی و پایبندی به همه معاهده های منعقد شده میان سازمان آزادیبخش و اسرائیل.
3-
پایبندی به مذاکرات برای دستیبای به راه حلی دائم برای تنش برپایه مقررات بین المللی. در اینجا آمادگی سازمان آزادیبخش را برای بازگشت فوری به میز مذاکرات برپایه قوانین و مقررات بین المملی و متوقف کردن اشغالگری اعلام می کنم.
4-
ملت ما مقاومت مسالمت آمیز خود در برابر اشغالگری اسرائیل و سیاسیت های اشغالگرانه و آپارتاید و بنای دیوار حایل نژادی اعلام می کند. مقاومتی که با قانون انسانی جهانی و میثاقنامه های جهانی همسان است و از پشتیبانی فعالان صلح اسرائیلی و دیگر کشورهای جهان نیز بهره می برد تا نمونه ای از شجاعت ملتی بی سلاح در مقابله با تیرها، خودروهای زرهی، گاز اشکاور و بلدوزرها با امید و شعار را ارائه دهد.
5-
هنگامی که با چتر و خواسته هایمان به این تریبون بین المللی می آییم، بر روشهای سیاسی و دیپلماتیک خود تاکید می کنیم. تاکید می کنیم که ما گام های یک جانبه بر نمی داریم. ما با حرکت خود نمی خواهیم اسرائیل را منزوی کنیم یا مشروعیت آن را زیر سوال ببریم. ما می خواهیم مشروعیت را برای ملت فلسطین کسب کنیم. ما می خواهیم مشروعیت اشغالگری، آپارتاید و منطق زور را زیر سوال ببریم و باور داریم که تمام کشورهای جهان از ما در این چارچوب پشتیبانی خواهند کرد.
من از اینجا با نام ملت فلسطین و سازمان آزادیبخش اعلام می کنم: ما دست خود را به سوی دولت و ملت اسرائیل برای ساخت صلح دراز می کنیم و به آن ها می گوییم: بیایید با یکدیگر آینده کودکانمان را بسازیم، آینده ای که در آن از آزادی، امنیت و شکوفایی بهره مند باشند. بیایید به جای ساخت ایستهای بازرسی و دیوار حایل، پل بسازیم. بیایید رابطه همکاری برابر میان دو کشور همسایه را به جای سیاست اشغالگری، شهرک سازی، جنگ، حذف و... بنا کنیم: فلسطین و اسرائیل.

آقای رئیس
خانم ها و آقایان
با وجود این که قطعنامه های بین المللی حق ما را در تعیین سرنوشت و برپایی کشور به رسمیت شناخته اند، اما ما در سالهای اندک گذشته ترجیح دادیم وارد آزمون آمادگی برای اداره کشور شویم. در دو سال گذشته حاکمیت فلسطین برنامه بنای سازمان های دولتی را پشت سر گذاشت. با وجود وضعیت استثنایی و موانع اسرائیلی، پروژه ای بزرگ برای ساخت بخش های دولتی آغاز شد. قوه قضائیه تقویت شد، سازمان های امنیتی ترمیم شد و سازمان های اداری و مالی در بخش های مختلف ارتقا یافت. تلاش شد که به جای نیاز به کمک گرفتن از دیگران بر خود اعتماد کنیم. با کمک های سخاوتمندانه کشورهای عربی و دوست، پروژه های زیرساختی زیادی اجرا شد و بر خدمات به ویژه در مناطق روستایی و حاشیه ای تمرکز شد.

در این پروژه بزرگ، سعی کردیم چشم انداز کشور آینده خود را ترسیم کنیم. از حفظ امنیت و نظم عمومی گرفته، تا سلطه دستگاه قضایی و قانون، نقش زن در قانون گذاری و تلاش برای به رسمیت شناختن آزادی های عمومی و نقش جامعه مدنی، و سازمان هایی که ضامن نظارت و شفافیت عملکرد وزارتخانه ها و ارادات هستند و استحکام پایه های دموکراسی در زندگی سیاسی فلسطین، همه مد نظر قرار داده شد.

هنگامی که تندباد اختلاف، وطن، ملت و سازمان ها را در نوردید، تصمیم گرفتیم برای بازگرداندن وحدت، گفت و گو پیشه کنیم و چند ماه پیش موفق به دست یابی به مصالحه ای ملی شدیم و امیدواریم در هفته های آینده گامهای اجرایی آن محقق شود
.
پایه این مصالحه، نظر مردم و اجرای انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری ظرف یک سال بود. زیرا کشوری که ما خواهان آن هستیم کشوری است که برپایه قانون، دموکراسی، آزادی، برابری میان تمام شهروندان بدون تبعیض و جابجایی قدرت از راه صندوق های رای استوار است.

گزارش های اخیر صادره از کمیسیون هماهنگی کمک های بین المللی، سازمان ملل، بانک جهانی و صندوق بین الملل پول، همه بر دستاوردها شهادت می دهند و آن را نمونه ای بی سابقه در زمینه های مختلف می دانند.

گزارش چند روز پیش کمیسیون هماهنگی کمک های بین المللی که در این شهر برگزار شد، گواهی بر این مساله بود که دستاوردها را "موفقیت بین المللی آشکار" دانست و بر آمادگی ملت و سازمان های فلسطینی برای برپایی فوری کشوری مستقل، تاکید کرد.

آقای رئیس
خانم ها و آقایان
راه حل بسته شدن افق گفت و گوهای صلح از راه هایی که پیشتر تجربه شد و شکست خود را در سالهای پیش به اثبات رساند، دیگر امکان پذیر نیست. بحران شدیدتر از آن است که آن را رها کرد، شدیدتر و خطرناک تر از آن است که به دنبال راهی برای دور زدن آن یا به تاخیر انداختن آن باشیم چرا که در این صورت، انفجار حتمی است.

نه امکان دارد، نه عملی است و نه قابل قبول که همچون گذشته رفتار کنیم گویا همه چیز در بهترین وضعیت خود به سر می برد. بازگشت به پای میز مذاکره بدون مرجعی آشکار که از مصداقیت و برنامه زمانبندی مشخص برخوردار نیست، فایده ای ندارد. مذاکرات آن هم در حالی که ارتش اسرائیل به اشغالگری های خود به جای متوقف کردن آن مشغول است و سعی دارد تغییری دموگرافیک در کشور ما ایجاد و برپایه آن عمل کند نیز ممکن نیست.


خانم ها و آقایان
اکنون لحظه ای حقیقی است. مردم من منتظر شنیدن پاسخ جهان هستند. آیا به اسرائیل این اجازه داده می شود که به آخرین اشغالگری در جهان ادامه دهد؟ آیا به اسرائیل اجازه داده می شود که کشوری فرا قانونی و بالاتر از بازخواست باشد؟ آیا به اسرائیل اجازه داده می شود که به نپذیرفتن قطعنامه های شورای امنیت، مجمع عمومی سازمان ملل، دادگاه بین المللی و مواضع اکثریت مطلق کشورهای جهان ادامه دهد؟
آقای رئیس
خانم ها و آقایان
جوهره بحران در منطقه ما بسیار ساده و آشکار است: برخی معتقدند که ما ملتی هستیم که در خاورمیانه نیازی به آن نیست و در حقیقت کشوری وجود داردکه ناقص است و باید به زودی برپا شود.

آقای رئیس
خانم ها و آقایان
امروز از سرزمین مقدس آمده، سرزمین فلسطین، سرزمین پیام های آسمانی، محل معراج حضرت محمد (ص) و مهد مسیح علیه السلام امده ام تا با نام ملت فلسطین و وطن چند پاره صحبت کنم و بگویم: پس از 63 سال رنج و نکبت مستمر..بس است..بس است
...
وقت آن رسیده است که ملت فلسطین به آزادی و استقلال خود دست یابد. وقت آن رسیده است که رنج های میلیون ها آواره فلسطینی در وطن و تبعیدگاه پایان یابد، آوارگی پایان یابد و به حقوق خود دست یابند. برخی از آن ها مجبور شدند بیش از یک بار به مکان های مختلف مهاجرت کنند.
.
در حالی که ملت های عرب در چارچوب آن چه به بهار عربی شهرت یافته، به سمت دموکراسی گام بر می دارند، زمان بهار فلسطینی هم رسیده است، زمان استقلال.
.
زمان آن رسیده که مردان، زنان و کودکان ما از زندگی خوبی بهره مند شوند. زمان آن رسیده که بتوانند بدون انتظار فردایی بد به خواب بروند، زمان آن رسیده که مادرها مطمئن باشند که فرزاندانشان بدون این که کشته یا دستگیر شوند یا به آن ها اهانت شود، به خانه باز خواهند گشت. زمان آن رسیده که دانش آموزان و دانشجویان بدون ایست ها و موانع به مدارس و دانشگاه های خود بروند. وقت آن رسیده است که بیماران بتوانند به شکلی طبیهی به بیمارستان بروند، کشاورزان ما بتوانند به زمین های خود برسند بدون ترس از اشغال آن و به سرقت بردن آب یا ساخت دیواری که نتوانند به آن برسند.
.
اشغالگران بر روی زمین های ما خانه می سازند، درخت های زیتون را که چند صد سال عمر دارند، از ریشه می کنند. وقت آن رسیده است که هزاران اسیر راه آزادی، از زندان آزاد شوند و به خانواده ها و کودکان خود برگردند و در ساخت وطن که برای آزادی آن هزینه دادند، شرکت کنند.
.
ملت من می خواهند از حق خود در داشتن زندگی عادی همچون دیگر انسان ها برخوردار باشد. ملت من به آن چه که شاعر بزرگمان محمود درویش گفته، ایمان دارد: اینجا ایستاده ایم، اینجا نشسته ایم، اینجا ماندگاریم، اینجا تا ابد هستیم، هدف ما یکی است، یکی است، یکی است، این که باشیم.
....
خانم ها و آقایان
ما موضع همه کشورهایی که مبارزه ما را تایید کردند، از حقوق ما دفاع کردند و کشور فلسطین را همراه با اعلام استقلال در سال 1988 به رسمیت شناختند، پاس می داریم. همچنین از کشورهایی که ما را به رسمیت شناختند و نمایندگی فلسطین را در سالهای اخیر در پایتخت های خود ارتقا دادند، سپاسگذاریم. احترام خود را به آقای دبیر کل نیز اعلام می کنم که چند روز پیش گفت کشور فلسطین باید از چند سال پیش برپا می شد.
.
اطمینان داشته باشید که این پشتیبانی ها برای ملت ما بیش از آن چه فکر می کنید ارزشمند است. ملت ما احساس می کند کسی وجود دارد که به حرفش گوش فرا دهد و سعی نمی کند ستم هایی که بر او روا داشته می شود، و اشغالگری را که سالها از آن رنج می برد، نادیده بگیرد. امیدوار می شود که هنوز عدالت ممکنی در جهان است. نبود امید بزرگترین دشمن صلح است و یاس بزرگترین همپیمان تندروی.
.
تاکید می کنم: وقت آن رسیده است که ملت فلسطین پس از ده های طولانی از آوارگی و اشغال و رنج های مستمر، همچون دیگر مردم زمین آزاد و در سرمزین خود به شکلی مستقل زندگی کند.
.
آقای رئیس
خانم ها و آقایان
می خواهم به شما اعلام کنم که پیش از این سخنرانی، به عنوان رئیس کشور فلسطین و رئیس کمیته اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین، در خواست عضویت کامل کشور فلسطین در مرزهای ژوئن 1967 به پایتختی بیت المقدس را به آقای بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد تقدیم کردم. این نسخه ای از این درخواست است.
.
از آقای دبیرکل می خواهم هرچه سریعتر درخواست ما را به شورای امنیت ارائه دهد. از اعضای شورای امنیت نیز می خواهم به نفع عضویت کامل رای دهند. همچنین از کشورها می خواهم پس از شورای امنیت کشور فلسطین به رسمیت شناختن فلسطین را اعلام کنند.
.
خانم ها و آقایان
پشتیبانی کشورهای جهان از این خواست ما به معنای پیروزی حق، آزادی، عدالت، قانون و مشروعیت بین المللی است و حمایتی است از صلح و افزایش فرصت های موفقیت مذاکرات.
.
خانم ها و آقایان
پشتیبانی شما از برپایی کشور فلسطین و پذیرفتن آن به عنوان کشوری دائم در سازمات ملل متحد، بیشترین سهم را در دستیابی به صلح در سرزمین مقدس دارد..