شهید در وطن ما کبود می میرد


شحنه ها فرزاد کمانگر را به دار کشیدند




تو نمی دانی غریو یک عظمت،

_ وقتی در شکنجه ی یک شکست نمی نالد _

چه دریائیست.

تو نمی دانی نگاه بی مژه ی محکوم یک اطمینان،

_ وقتی که در چشمان حاکم یک هراس خیره می شود، _

چه کوهیست.

تو نمی دانی مردن،

_ وقتی که انسان مرگ را شکست داده است _

زندگی ئیست.